محمد سعيد جانب اللهى
317
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
بيمارىهاى گوسفند باد : در ورامين جوشاندهء كنجد يا روغن آن را به گوسفند مىدهند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . در سيستان به آن كوم وا اكرده « 1 » مىگويند كه از چشم حيوان آب مىريزد و قرمز و گاه كور مىشود ، كام گوسفند نيز سوراخ مىشود . براى درمان چوب كبريتى داخل سوراخ كام مىكردند ، چوب باد مىكرد و سوراخ بسته مىشد ( جانب اللهى و رئوفى : 74 ) . دندونسوزى : در ورامين نوعى بيمارى است كه رشد دندان را متوقف مىكند و درمانى براى آن نمىشناسند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . آب شونشير « 2 » : كه گوسفند شيرده به آن مبتلا شده و شيرش آبكى مىشود ، در ورامين براى درمان جوشاندهء اسفند را به گوسفند مىدهند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . زهرك درد : زهره حيوان پر مىشود ، در سيستان براى درمان تخممرغ يا روغن به خورد حيوان مىدهند ( جانب اللهى و رئوفى : 74 ) . پپ : شش سياه مىشود و حيوان سرفه مىكند ، در سيستان معجونى به نام اوله « 3 » را با نشادر و باروت و جگر گوسفند مريض تهيه مىكردند ، سپس گوش حيوان مريض را در سمتى كه به بدن نزديكتر بود ، سوراخ مىكردند و اوله را به آن مىزدند ( همانجا ) . در دره لار ( تهران ) در اصطلاح به آن مرض شش مىگويند . مشخصات ظاهرى آن سيخ شدن موى صورت و آبريزش دماغ و تنگى نفس است . در قديم براى اين مرض يك درمان سنتى به نام پليپ به گوش داشتند ، به اين طريق كه يك حيوان مبتلا را مىكشتند سپس شش آن را مىكوبيدند و سوزنى را نخ كرده در آن فرو مىبردند سپس پشت گوش حيوان را مالش مىدادند تا نرم شود . بعد سوزن را با نخ آلوده از آن عبور مىدادند ( جانب اللهى ، 1380 : 23 ) . طبقه : دهان گوسفند كف مىكند و اطراف سم زخم مىشود ، در سيستان براى درمان دو ديگ آب مىكردند ، و در دو طرف آن آتش روشن مىكردند ، پشت گوسفند را نيز با جوهر قرمز رنگ مىكردند ، سپس درحالىكه گوسفند را از بين آب و آتش عبور مىدادند ، دو ظرف حلبى را به هم مىزدند و مىخواندند : طوقهطوقه ، به شب آمدى به شب برو ، به روز آمدى به روز برو ، ديدار تو را نبينم ( جانب اللهى و رئوفى : 74 ) .
--> ( 1 ) . kom v ? a kerda ( 2 ) . bs ? uns ? ir ( 3 ) . owla